دل شکسته ها

     به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشک ها . به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان

سلام دوستان به وبلاگ یا بهتر بگم غمکده ما خوش آمدین

به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه  

کسی میخواد به جمع دل شکسته ها بپیونده بگه تا عضوش کنیم

یا اگه حرفی داشت بگه با اسمش تو وبلاگ ثبت شه

دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی.

با تشکر مدیر وبلاگ 

نوشته شده در ۹۱/۰۹/۰۹ساعت 11:37 توسط حسین

ارزوی اینروزهام

اینه روزی برسه که نوشته های تنهاییم و دلتنگیم دیگه لایک نخوره و کسی مثه من تو این دنیا غصه نداشته باشه که برای تسکین درداش بامنه تنها و دلشکسته همدردی کنه.

خدایا دل من که شکست مارو که ازهم جدا کردن حداقل مراقب بقیه بنده هات باش مثه من نشکنن.

امین

نوشته شده در ۹۱/۰۹/۰۹ساعت 11:36 توسط حسین

 

سلام سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من تازه وار این وب شودم اسمم

هانیه هست دوست دارم اروم بشم

پس

میگم امروز بهترین کسم از من دور شد خیلی دور همشم تقصیر خودم

بود بار ها بار ها اون به من گفته که منو

دوست داره اما من هیچ وقت باور نکردم هیچ وقت فکر میکردم اونم مثل

بقیه هست اما حالا که رفته میفهمم

نه اون با بقیه خیلی فرق میکنه دلی پاک داشت مهربون بود منم واقعا

دوستش داشتم

اون قبل از من یک دوست دختر داشت که خیلی ازیت کرده بود بعد از اون

جدا میشه تو وب باهاش اشنا

میشیمو و بهش دل میبنم اما اون با یک اشتباه من رفت واقعا

دلم شککسته توی این سن

حالا که فکرشو میکنم دوستش دارم عاشقشم

از این جا داد میزنم صالح دوستت دارم صالح عاشقتم برگرد تو که اینقدر

مهربونی یک فرست دیگه

بهم بده قول میدم جبران گذشته رو بکنم قول میدم دیگه ازیتت نکنم فقط

برگردو بهم فرست بده

تا خودمو عشقمو ثابت کنم تو ثابت کردی اما من نه بزار ثابت کنم قول

میدم از کارت پشیمون نشی

بچه ها دوستان گلم دعا کنی صالح حالش خوب بشه تا اروم بشه ممنونم

مرسی از داداشی عزیزم که

گذاشت منم قسمتی از قلبمو توی این وب بزارم برام دعا کنید صالح

برگرده چون تمامی وجودمه دوستش دارم

با تمام وجودم دوریش واسم عذابه ممنونم از همتون که حرفامو گوش

میدید

صالح همیشه به من میگفت همسر گلم واقعا دوستش داشتم اما اون باور

نمیکرد مثل من که دوست داشتن

اونو باور نمیکردم اما حالا باور میکنم

اون خیلی مهربون بود خدا کنه بازم برگرده منو اونو واسه اینده هامون ن

قشا کشیدیم که من شخصا بدون

اون هیچ کدوم از نقش هامو براورده نمیکنم

با صدای بلند داد میزنم صالح دوستتت دارم عاشقتم با همین اشکای الانم

تو گریه های منو از پشت گوشی

شنیدی یادته

میگفتی دوست نداری من عذاب بکشم پس نزار الانم عذاب بکشم

 

 نویسنده : هانیه

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۲۵ساعت 23:7 توسط حسین

مـیـــــ ـرم
بـــــ ــغض خواهی کرد . . .
اشک های خواهی ریخــــ ـت
غصه ها خواهی خورد
نفرینم خواهی کرد .. !
دوســ ـت ترم خواهی داشت
یک شــ ـب فراموشم خواهی کرد
فردایش به یــ ـادت خواهم آمد
عاشــ ـق تر خواهی شد
امــ ـید خواهی داشت ...!
چشم به راه خواهــ ـِی ماند .. !
و یک روز
یک روز خیلی بد .. !

رفتنم را برای همیـــ ـشه باور خواهی کرد
ناامــ ـید خواهی شد
و من برایت چیــ ـزی خواهی شد
مثل یک خاطــ ـره ی دور .. . .
تلــــخ و شیرین ولـ ـ ـ ـِـی خیلی د ـــــــ و ــــــــــ ر . . .

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:29 توسط حسین

دلــم بــراى مـــعـلـمم تـنــگــــــــ شــده
انــگـار فـقــــطــ بـــرای او مـــهـــم بـــود
حـــاضــر بــاشـــم يـا غـــايــــب

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:28 توسط حسین

دلم از نبودنت پر است
هر روز خاطراتت را الک میکنم
نه تو می آیی ..
نه فراموش میشوی ..
خیالی نیست ...
من کوه میشوم و پای نبودن هایت میمانم ...
اما ای کاش میدانستی
بی تو
تمام لحظه هایم
رنگ پاییزند...

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:28 توسط حسین

بدون حضور خدا جایی نرو...
به خیالت که به آبادی میرسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه رفیق!!!!!
چراغی که در سیاهی میدرخشد چشم گرگ است...

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:21 توسط حسین

گاهی

آنقدر دیر جرات میکنی عشقت را به زبان بیاوری که دیگر

نباید راجع به آن حرف بزنی یا حتی فکر کنی، چون امروز او به کسی دیگر تعلق دارد.

تنها بایک لبخند باید برایش خوشبختی را آرزو کنی

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:17 توسط حسین

عشق

حسیه که تا وقتی تجربه اش نکنی نمیتونی دربارش حرف بزنی . . .

امیدوارم تو این سال اونایی که عاشقن عشقشون پر رنگ تر بشه

و بقیه هم صاحب یه عشق ابدی و پاک بشن . . .

و امیدوآرم هیچوقت گرفتار یک عشق بی احساس و یکطرفه نشیــد

نوشته شده در ۹۴/۰۵/۲۸ساعت 12:16 توسط حسین

باد سردی آمد....
تکه کاغذی را با خود آورد ....
روی آن حک شده بود ....
من تو را از یاد بردم. ..!!
نکند آن تکه کاغذ گوشه ای از دفتر شعر تو باشد........؟؟؟!!!!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:56 توسط حسین

در این جمع گریان کجا میروم
کجا بایدت باز پیدا کنم
تویی! می نهند به تابوت و خاک
منم! می برندم تماشا کنم
چه بی چشم وروی است دنیای دون
بده خاک بر فرق دنیا کنم!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:54 توسط حسین

سکوتت را ندانستم
نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی ها را
تو هم هرگز نپرسیدی

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:54 توسط حسین

گله نکن آدم برفی


من اگر به تو نزدیکتر شوم دلِ سوخته ام آبت میکند...

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:52 توسط حسین

دلتنگ شده ام...
نمیدانم برای تو...؟؟
یا برای دیروزهایی ک باتو سر کردم...!!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:51 توسط حسین

بیچاره گوزوم هر گئجه سن سیز باخار آغلار
قان یاشیله اولدوزلارین بیر بیر سایار آغلار

سن آیریغیلی خوشلادون اما گئجه گوندوز
دفترده قلم شرح فراقون یازار آغلار

ترجمه:
بیچاره چشام هر شب بدون تو نگا میکنن و گریه میکنن
با اشک ستاره ها رو یکی یکی میشماره و گریه میکنن

تو جدایی رو انتخاب کردی اما شب و روز
قلم تو دفتر شرح جداییتو مینویسه و گریه میکنه

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:47 توسط حسین