دل شکسته ها

     به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشک ها . به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان

سلام دوستان به وبلاگ یا بهتر بگم غمکده ما خوش آمدین

به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه  

کسی میخواد به جمع دل شکسته ها بپیونده بگه تا عضوش کنیم

یا اگه حرفی داشت بگه با اسمش تو وبلاگ ثبت شه

دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی.

با تشکر مدیر وبلاگ 

نوشته شده در ۹۱/۰۹/۰۹ساعت 11:37 توسط حسین

ارزوی اینروزهام

اینه روزی برسه که نوشته های تنهاییم و دلتنگیم دیگه لایک نخوره و کسی مثه من تو این دنیا غصه نداشته باشه که برای تسکین درداش بامنه تنها و دلشکسته همدردی کنه.

خدایا دل من که شکست مارو که ازهم جدا کردن حداقل مراقب بقیه بنده هات باش مثه من نشکنن.

امین

نوشته شده در ۹۱/۰۹/۰۹ساعت 11:36 توسط حسین

باد سردی آمد....
تکه کاغذی را با خود آورد ....
روی آن حک شده بود ....
من تو را از یاد بردم. ..!!
نکند آن تکه کاغذ گوشه ای از دفتر شعر تو باشد........؟؟؟!!!!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:56 توسط حسین

در این جمع گریان کجا میروم
کجا بایدت باز پیدا کنم
تویی! می نهند به تابوت و خاک
منم! می برندم تماشا کنم
چه بی چشم وروی است دنیای دون
بده خاک بر فرق دنیا کنم!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:54 توسط حسین

سکوتت را ندانستم
نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی ها را
تو هم هرگز نپرسیدی

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:54 توسط حسین

گله نکن آدم برفی


من اگر به تو نزدیکتر شوم دلِ سوخته ام آبت میکند...

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:52 توسط حسین

دلتنگ شده ام...
نمیدانم برای تو...؟؟
یا برای دیروزهایی ک باتو سر کردم...!!

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:51 توسط حسین

بیچاره گوزوم هر گئجه سن سیز باخار آغلار
قان یاشیله اولدوزلارین بیر بیر سایار آغلار

سن آیریغیلی خوشلادون اما گئجه گوندوز
دفترده قلم شرح فراقون یازار آغلار

ترجمه:
بیچاره چشام هر شب بدون تو نگا میکنن و گریه میکنن
با اشک ستاره ها رو یکی یکی میشماره و گریه میکنن

تو جدایی رو انتخاب کردی اما شب و روز
قلم تو دفتر شرح جداییتو مینویسه و گریه میکنه

نوشته شده در ۹۴/۰۱/۲۷ساعت 23:47 توسط حسین

گاهی آنکه صدایم را میشنود...تنها خداست...این است نهایت تنهایی

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 21:1 توسط حسین

"خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت" .
دکتر شریعتی

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:59 توسط حسین

مرد باشي يا زن ، مرگ تمامت مي كنه

انسان باش تا جاودانه زندگي كني ...

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:59 توسط حسین

هیچگاه نباید به گذشته برگشت!
چراکه اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمی گشت...
دیگر پرنسس نمی شد....!!

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:58 توسط حسین

خدایا
به دلم گفت هرزه تو هم شنیدی؟
نفرینش نمیکنم همین که دیگر کسی به اندازه من باورش ندارد برایش کافیست

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:56 توسط حسین

من گرفتار سنگینی سكوتی هستم كه گویا قبل از هر فریادی لازم است...

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:56 توسط حسین

من نمیدانم این دلتنگی... دلتنگی که میگویند چیست؟
همین حس مبهم نفس گیری که دامن گیرم شده
وقتی از ندیدنش تب میکنم... وقتی کودکانه بی تابش میشوم!
وقتی از نشنیدن صدایش احساس خفگی میکنم
این همان دلتنگی ست؟!؟!

نوشته شده در ۹۳/۰۲/۰۴ساعت 20:56 توسط حسین